خانه کار,آگهی استخدام,نیازمندیهای,کار در منزل,کاریابی,کسب و کار اینترنتی,کسب درآمد اینترنتی
خانه کار,آگهی استخدام,نیازمندیهای,کار در منزل,کاریابی,کسب و کار اینترنتی,کسب درآمد اینترنتی

انتخاب شغل

اولین چیزی که بعد از مستقل شدن ذهنم را به مدت چند سال درگیر خودش کرده بود استقلال مالی بود باید هر طور میشد پول در میاوردم؛ نمیخواستم از مادر و پدرم پول بگیرم یا این که استخدام بشم و از یه شرکت پول در بیارم. دوست داشتم خودم ماهی چند میلیون پول خلق کنم. منظورم اینه که مثلا با سرمایه n تومان دهها برابر سرمایه خودمو خلق کنم. ولی باید چی کار میکردم؟

نیاز مالی شدیدی هم داشتم. صبح تا شب یکی دوسال کارم شده بود فکر کردن درباره این موضوع. آخه کاری هم یاد نداشتم و مادر و پدرمم هر دو کارمند و دبیر بودند اما من شغل آزاد را میخواستم. فکر میکردم افتخاری نداره از کارفرما پول بگیرم؛ اگه خودم پول درآوردم کارم درسته. خیلی با خودم فکر میکردم و البته اولین چیزی که به فکرم میرسید تمایلاتم بود بیشتر دور تمایلاتم میگشتم. نگاه میکردم چه کاری را دوست دارم.

من قبل از ورود به هر کاری اول یکی دو ماه روی آن کار تحقیق میکنم.

جالبه بگم براتون یه دفعه بعد دو سال به خودم اومدم دیدم بیش از 25 تا کار را تحقیق کردم که عمدتا دور کشاورزی و دامپروری میچرخید. از این جا فهمیدم من ذاتا یا کشاورز باید بشم یا دامپرور.

البته از بچگی هم علاقه به این کارها کمی داشتم.

این شد که رفتم سراغ کاشت کشاورزی. این را هم بگم توی این دو سال، یکی دو جا هم کار آموزی بدون حقوق کردم. یه مقدار بیشتر درباره کشاورزی دقیق شدم و تحقیق کردم و یه محصول عالی را برای کاشت انتخاب کردم. سه ماه کلاس آموزش کاشت اون محصول را دیدم و پس از اون با دوستم که باباش کشاورز بود درباره کاشت صحبت کردم. اون گفت ما آب و زمین داریم بیا شریکی با هم این محصول را بکاریم. ما نیز آستین هامونو را بالا زدیم و شروع کردیم.

تا آن زمان محصولی نکاشته بودیم. با چندین نفر مشورت کردیم و سپس قرارداد نوشتیم و شروع کردیم. 7 یا 8 سال پیش 10 میلیون قرض کردم و خرج زمین و کود و یذر و کارگر و اینها کردم. اما هنوز که هنوزه وقتی یادم میاد یه مقدار دلم میگیره چون اون جوری که میخواستیم نشد یعنی اصلا نشد و با شکست مواجه شدم .شکستی اساسی که تمام پولم را نابود کرد. حالا دلایل شکستمون بیشتر این بود که کلاهمونو برداشتن و بزر پوسیده بهمون دادن. آخه بذرهاشم گرون بودن.

این بود که روی آوردم به تجارت و کاسبی. البته بگم بهتون که مغازه داری و کاسبی توی اون 25 تا 30 کاری که روشون تحقیق کردم بودم نبود. یک علاقه زود گذر بود. اینه که پنج میلیون قرض کردم و یه مغازه باز کردم. مغازم نگرفت. فکر کردم شاید جاش بده و جنسش کمه. 15 میلیون دیگه هم روش گذاشتم رفتم یه جای بهتر اما باز هم نگرفت و کم کم اون قدر فروشم کم بود که سرمایه ام را ظرف یک سال خوردم و تمام شد.

اما این وسط یه اتقاقی افتاد.

وقتی مغازه دومم را توی پاساژ شروع کردم با یکی از کاسبای پاساژ آشنا شدم که کار اصلیش کشاورزی بود. 44 سالش بود و چند تا ملک و املاک داشت. البته کاسبیش خوب نبود و مشتری زیادی نداشت امــــــــــــــــا توی کار کشاورزی کارش بیست بود. سالی 100 تا 150 میلین فقط از کشاورزیش در میاورد البته تو کشاورزی خیلی کم کار بود. زیاد چیزی نمیکاشت و بیشتر استراحت میکرد با این حال همه داراییشو از روی کشاورزیش داشت. فرد بسیار خوش اخلاق و باهوش و زرنگ و کاردان و… کلا کشاورزا را که خودتون بعتر میشتاسین آدم ساده و روراستی بود خیلی وقتا اجناس مغازشو با قیمت خرید یا سود پایین میداد به مشتریهای کم درآمد. کفش فروش بود. به فقرا هم کفش مجانی میداد. میگفت ما که مغازمون سود زیادی نداره سود ما همینه که کار مردمو راه میاندازیم.

کم کم با هم سر زمیناش رفتیم و من همین طور برادرانه کمکش میکردم ازش یاد میگرفتم تا این که بعد یه سال گفت بیا با هم شریک بشیم. قرار شد اون از طرف من پول بزاره بعد از سودش که به من میرسه پول خودشو برداره. این بار چون یه کار بلد بالای سرم موفق شدم و کشاورزیمون خدا را شکر موفق شد واین اولین تجربه پول دراوردن من شد.

اینه که اگه شما هم موندین چه شغلی را انتخاب کنین در طول 6 ماه تا یه سال اون شغلای زیادی را سرک بکشین بعد ببینین کارهایی که سرک کشیدین بیشتر در چه حوزه ایه تا کمکم بفهمید ذاتتون و ته وجودتون یه دکتره یا توی وجودتون یک کشاورز نشسته یا یه دلال و تاجر یا یه کارمند.

یه نکته را هم بگم (البته خیلیها هم قبول ندارن) ولی به عقیده من اگه مثلا ذات شما یه کاسب باشد با سرمایه کم هم موفق خواهید بود ولی اگه که نباشه با سرمایه زیاد و دکور و… نمیشه. اینه که به نظرم گوهر وجود انسان گرایش به هر حرفه ای داشته باشه در همون حرفه موفق خواهد بود چه با سرمایه کم چه با سرمایه زیاد.

البته دعا هم باید کرد که خدایا منو توی اون کار اصلی خودم، زودتر قرار بده.

امیدوارم این حرفا بدردتون بخوره.

 

امیدوارم شما هم موفق باشید

خاطراتتون یا خاطرات اطرافیانتان را از انتخاب شغل برام ایمیل کنید تا منتشر کنم.

khaneyekar@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.