خانه کار,آگهی استخدام,نیازمندیهای,کار در منزل,کاریابی,کسب و کار اینترنتی,کسب درآمد اینترنتی
خانه کار,آگهی استخدام,نیازمندیهای,کار در منزل,کاریابی,کسب و کار اینترنتی,کسب درآمد اینترنتی

صاحب کار شویم یا کارمند ؟؟

 

آیا یک استارتاپ راه اندازی کنم با درآمد کم یا برم کارمند شم و در کسب و کار بقیه کار کنم با در آمد بیشتر ؟

همیشه با خودم فکر میکردم که چرا مردم بعضی ها با این که میتوانند کارفرما باشند و کسب و کاری برای خود دست و پا کنند دوست دارند کارمند بشوند و چرا بعضی ها از مزایای کارمندی به راحتی میگذرند و حتی درباره آن فکر هم نمیکنند.

در این مقاله میخواهم درباره هر کدام از کارفرمایی و کارمندی صحبت کنیم و مزایای هر کدام را شرح دهم. البته در آخر میگم که خودم کارمندی را میپسندم یا کارفرما بودن را؛ شما هم همین الان که اول مقاله هست نظرتون را توی ذهن خودتون بدید. کارفرما یعنی دوست دارین صاحب کار باشین یا کارمند باشین؟ (توی ذهنتون داشته باشین)

نمیخوام بگم کدوم بهتره میخوام با هم درباره این دو مقوله صحبت کنیم.

 

من نشستم فکر کردم با خودم گفتم چرا بعضی از مردم علاقه به کارفرمایی دارن و هیچ التفاتی به مزایای کارمندی حقوق مستمر و بی درد سر و… مزایای دیگر ندارن.

یه کم که فکر کردم دیدم این جور افراد به نظر من در درجه اول یه مقدار انرژی کار درشون کمتره کم تر حوصله کار کردن دارن. همچنین به نظرم بیشتر به فکر تفریح و استراحت هستند حتی وقتی که کار میکنند هم در حال تفریح هستن و لذت میبرن، بیشتر به فکر تفریح هستن و حوصله صرف زمان زیاد و مداوم برای کار را ندارن.

از اون طرف هم کسانی که کارمندن امید به زندگی بیشتری دارن و با همین امید به زندگی هر روز 8 تا 10 ساعت کار میکنن. . بیشتر از همه به نظرم کارمندا کار میکنن.

از طرفی کارمندا منظم تر نیز هستن یعنی مجبورا که باشن.

 

روحیه صاحب کارها آزاد است و نمیتوانن خودشون را در حصار کنن و مثل یه اسب وحشی که نمیتونن بهش افسار بزنن اما روحیه کارمندان مثل یه اسب زیبای رام میمونه که حرف گوش کن و پر خیر و برکته!

چرا چون کمکت میکنه تا راحت تر به مقصدت برسی؛ بارها را حمل میکنه و سختی ها را از دوش بقیه برمیداره

این مهمترین دلیلیه که صاحبان مشاغل افراد را به این تمایلات سوق میدن.

اما مزایای هر کدام را بیایید با هم بررسی کنیم.

  • صاحب کار درآمد مشخصی ندارد و یک روز چنان اوج میگیرد که خونه و ماشین میخرد البته روزی هم که فرود میگیره یه بخور و نمیری درمیاوره و خدا میرساند مگر این که خودش خودشو با چک و … توی هچل بندازه.

 

  • نکته دیگر این که اوایل شروع کسب و کار برای صاحب کار یه کم سخت تر و طولانی تره. بیشتر طول میکشه تا کارش به بار بشینه و …. ولی یه کارمند از همون اول حقوق میگیره.

 

  • نکته سوم اینه که کارمندها در محل زندگی باید تابع کارفرمای خودشان باشن و این خودش خوبی ها و سختی های خودشو داره اما جاهای جدیدی را هم تجربه خواهند کرد که دیگران تجربه نمیکنند.

 

  • اما مهم تر از همه این ها کارمندان تنها همان کاری را بلدند که همیشه ان را برای کارفرمای خودشان انجام میدادند. مثلا اگه کار دفتری داشتند یا تو خط تولید کارخانه بودند یا… همیشه همان را یاد دارند و انجام میدهند؛

 

  • نکته اینجاست که کارفرماها چون خودشان دستشان را از زانوی خودشون گرفته و بلند شده اند، با راه و رسم برخاستن آشنایند و از ناداری به دارایی رسیدن را یاد دارند برای همین بقیه نیز روی آن ها حساب باز میکنند و از آنان کمک میخوان و پشتشان به آنان گرم است

حضرت صادق میفرمایند: هیچ وقت تجارت را رها نکن که اگه بکنی نظرات تو تباه میشود و از تو برای کاری کمک نمی طلبند.

نظرت تباه میشه یعنی وقتی تو هر کاری باهات مشورت میکنن نظرت نظر پخته ای نیست.

 

  • نکته دیگه حقوق بازنشستگی است که به دست کارمندان میرسد اما صاحبان کار یا باید تا آن زمان ملکی خریده باشند که از عواید آن استفاده کنند و یا باید شغلی راحت و آسان داشته باشند که در پیری نیز آن را انجام دهند و یا تازمان پیری باید اعتباری کسب کرده باشند یا هم میتوانند کارگر بگیرند و به کارشان ادامه دهند.

 

  • نکته دیگر حلال و حرامی پول است؛ پولی که دست کارمندان است حلال و حرامش بستگی به صاحبکارشان دارد. صاحبکارشان اگر آدمی درست باشد و درآمدش حلال باشد فرزندان کارمند یا کارگر نیز با پول حلال رشد میکنند و اگر کارفرمایشان از راه غیر مشروع درآمدزایی کند همان درآمد را به زیردستان خود نیز میدهد.

 

  • و اما از دید دیگر در کارمندان حوصله استرس کسب و کار را ندارند پس از سود بیشتر میگذرند ولی پولی بی دردسر را طلب میکنند. اما صاحبان کار از پول بی درسر و استرس خوششان نمی آید آنان دوست دارند ریسک کنند و تن به دریا زده و خودشان از دریا ماهی و مروارید استخراج کنند و از لذتی عظیم از این موفقیت سرشار شوند. آنان تشنه موفقیت اند و با هر موفقیتی که در کارشان پیدا میکنند غرق در نشاط میشوند.

 

  • اما دلیل دیگری که افراد را به کارمندی یا کارفرمایی سوق میدهد شغل پدریشان میباشد. افرادی که کشاورزند معمولا پسرشان نیز با کشاورزی آشناست و اگر از هر شغلی بماند و سرخورده شود همان حرفه پدری را ادامه میدهد. پدر هرکس هر حرفه ای داشته باشد پسران نیز آن حرفه را یاد دارند و پشتشان به این دانایی گرم است میدانند همیشه میتوانند پا در رد پای پدر بگذارند. اما فرزندان کارمندان اکثرا مهارت شغلی خاصی از پدر نمی آموزند اینان معمولا بیشتر به فکر آزمون های استخدامی و کاریابی و کارمندی هستند. افزون بر این که پدرانشان نیز آنان را تشویق به این کار میکنند.

 

  • اما مهمتر از همه درآمد صاحب یک حرفه امکان دارد زیاد شود اگر امروز مشکلات زندگی زیاد شد خداوند رزقش را بیشتر میکند، مشتریهایش را بیشتر میکند، او نیز دعا میکند و امید دارد که دعایش مستجاب شود اما کارمند همیشه یک مقدار میگیرد چه چهار تا بچه بزرگ داشته باشد و چه هیچ عایله ای نداشته باشد، او امید به دعا برای افزایش روزی ندارد.

 

  • یک نکته دیگه هم هست این که کارمندی معمولا آدمو حسابگر بار میاره چون حقوقش مشخصه و هرچی کمتر خرج کنه بیشتر براش میمونه. اینه که همیشه سعی میکنه با حساب و کتاب خرج کنه و همیشه چشمش دنبال حراجی ها است. کلا به نظر من کارمندی دست آدم را در خرج کردن میبنده و آدم را حسابگر بار میاره

 

دوست دارم نظر و تمایل شما را هم بدونم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.